
زمان: از پنج شنبه 23 اسفند به مدت 5 روز
سرپرست: حسام
نوریان
*** برای ثبت نام
در این برنامه حداکثر تا دوشنبه 6 اسفند با شماره 09125077434 (حسام نوریان) تماس
بگیرید.
نوشته شده توسط در سه شنبه 30 بهمن1386 ساعت 13:23 موضوع | لینک ثابت
ثبت یک خاطره
خاطره 26بهمن 1386، برنامه انجمن کوهنوردی فارغالتحصیلان دانشگاه امیرکبیر
اولین برنامه انجمن کوهنوردی فارغالتحصیلان با عنوان فرحزاد به دوشاخ همزمان با تقویم گروه کوهنوردی دانشگاه امیرکبیر و به طور مشترک برگزار شد. شاید یک نفر به تنهایی نتواند شرح یک واقعه را بخوبی بیان کند و برآیند نظرات شاهدان است که منجر به یک نتیجهگیری مناسب برای خواننده میشود. این سطور با انگیزه ثبت یک خاطره خوش و سپاسگزاری از همه دوستانی که در شکلگیری آن به دمی یا قدمی یا قلمی نقش داشتند، نگاشته شدهاند؛ باشد تا دیگر دوستان هم همتی کنند و بنگارند. لحن کلام برای القای بهتر شرایط، از حالت رسمی فاصله دارد و ذکر اسامی افراد، در حیطة بضاعت اطلاعات نگارنده است.
نامههای یادآوری کننده مسئول روابط عمومی انجمن کوهنوردان فارغالتحصیل برای برنامه 26 بهمن با عنوان صعود به قله دوشاخ از مسیر فرحزاد، وسوسهام میکند که برای برنامه اعلام حضور کنم، البته هنوز در برزخ تسویه حساب نکردنام و فارغالتحصیل محسوب نمیشوم. اگرچه رسما باید با محمدصبرآموز به عنوان سرپرست برنامه هماهنگ کنم، اما با توجه به چراغ سبز حسین سرافراز، با او مذاکره کردم. به هرحال قرار 7 صبح جمعه، میدان فرحزاد (بعد از تقاطع یادگار امام و خیابان فرحزاد به سمت شمال) نقطة آغاز کار بود. به لطف حسام نوریان و پدرش زودتر از موقع سرقرار بودیم. البته چند نفر از دوستان از ما هم زودتر حاضر بودند. کم کم زیادتر شدیم و بالاخره اتوبوس دانشجویان هم که اول قرار بود از مسیر درکه و به سرپرستی خانم رحمانیفرد قله دوشاخ را صعود کنند، حالا به سرپرستی میلاد احمدی به جمع ما پیوستند. برنامه پرتعداد است، با مقتضیات خاص و هماهنگی کمی سخت؛ آقای صبرآموز با بیان شرط فارغالتحصیلی در این جمله: «کسانی که تسویه حساب کردهاند، حرکت کنند»، استارت تیم فارغالتحصیلان را میزند. به سمت شمال از کوچهپس کوچههای فرحزاد و از مقابل امامزاده ابوطالب رد می شویم. علیرغم اختلاف سنیمان، گرم صحبتهای شنیدنی آقای سرافراز (مدرس دانشکده نساجی) شدهام. کمی تند رفتهایم؛ طمانینه بیشتر، تیم دانشجوها را به ما میرساند. هنوز در آغاز راهیم و ستونِ یک شکل نگرفته است. مسیر، جادهای خاکی است که با برف نه چندان زیادی پوشیده شده و خوشبختانه برف، برخی زشتیهای ناشی از بشر دوپا در اوایل این مسیر قدیمی منتهی به امامزاده داوود در شمالغرب تهران را پنهان کرده است. حدود 8:30 نزدیک به انتهای قسمت کفی جاده و قبل از شروع تنگه، اتراقی برای صبحانه داریم. فکر کنم نیم ساعتی مشغول صبحانه بودیم و تبادل خوراکیها بین همنوردان از دلچسبترین بخشهای آن بود. همین جا جلسه معارفه با یک حلقه انسانی و مقدمهای از حسین سرافراز شروع میشود. نام، رشته و سال ورودی مختصات افراد است که هر از گاهی با طنز همراه میشود. فکر کنم از یکی دونفری غافل شدیم که آنها هم به روی خودشان نیاوردند. جالبتر اینکه از ورودی سال 68 تا 86 و چند نفر مهمان غیرپلیتکنیکی هم داشتیم. شاید مناسبتر میبود همین جا اطلاعاتی وَلو مختصر از مسیر و نحوة عملکرد، نکات مهم و... داده میشد تا تازهواردها، واردتر شوند و با قضیه احتمالی صعودنکردن به قله و برگشت و اطاعت از سرپرست راحتتر کنار بیآیند. اطلاعرسانی، بیشتر دهان به دهان بود تا از مرجع رسمی و با صدای بلند و رسا. به هرحال بعد از صبحانه و معارفه، قضیه جدی میشود و همه به یک صف میشویم. هر از گاهی این هزارپایِ انسانیِ ما مکثی هم میکند تا دوستانی که با هم جورترند، پشت سرهم ردیف شوند. از مقابل یک بلیزر قدیمی که جلوی قهوهخانهای(با نام زندگانی ؟) پارک شده، میگذریم. بارش پراکنده برف، خروش آب رودخانه، صف طولانی حدودا 50 نفره ما و چهره زمستانی مسیر، اجزایی هستند که به چشم میآیند. نظم ستونی تیم ما، سایر رهگذران مسیر را به تحسین وامیدارد. البته شمار دقیق نفرات بر من معلوم نشد اما در شمارشی که از جلو داده شد، تا 40 رسید. هر کسی در عالم خود است، کلونی های پشت سرهم اما در یک ردیف، صحبتی یا آوازی ردوبدل میکنند. در این احوالیم که خوشذوقی، با صوت مسیحاییاش جانی به گروه میبخشد: وصف صدای میلاد را شنیده بودم اما خودش را نه...کارش آنقدر بالا میگیرد که یکی از قدیمیها میگوید:«اون تاج اصفهانی را بفرستید جلو»... اما همه یک جور فکر نمیکنند و یکی از خانمها از عقب با فریادی سوزناک داد میزند: «برفو بکوبید»... . بعد از دومین پل بزرگ بر رودخانهای که به تناوب در راست یا چپ ما جریان دارد، به دوراهی «یونجهزار» نزدیک میشویم. مشخصه این محل، درختکاریهایی در شیب روبرو با حفاظهای سیمخاردار، پیچ جاده به چپ و چند آلونک در پایینتر (حاشیه رود)، و درهای در راست است. ادامه مسیرِ اصلی در امتداد جاده، به امامزاده داوود ختم میشود ولی ما باید از جاده خارج شده و وارد دره سمت راست شویم. ساعت 10:25 را نشان میدهد و بیش از نیم ساعت است که بارش برف شروع شده؛ تبادل نظر بین سرپرستها برای تقسیمبندی تیمها انجام میشود. به نظرم اگر در این شرایط جای سرپرست دانشجویان میبودم، تصمیمگیری کمی سخت میشد، به خصوص که از این مسیر به قله صعود نکرده باشم و بخواهم در جوار قدیمیترها باشم. از طرفی ممکن است به خودخواهی متهم شوم که مطلوب شخصی را بر جمعی ترجیح دادهام. نمیدانم این فکرها به ذهن احمدی هم خطور کرد یا نه؟ اما چون احتمال دادم خطور کرده، پیشنهاد دادم اگر بخواهد، با تیم دانشجویان برگردم تا شاید کمکی کرده باشم. اما مهدی رافعی در نقش همنوردی شفیق، سرپرست نیمة دوم تیم دانشجویان شد که بنا به مسایل فنی (بویژه نداشتن کفش مناسب با حجم برف) بهتر بود برمیگشتند. هرچند در این اثنا بهتر هم میشد دستکم برای حفظ همبستگی بین نسلی و ارتباط بيشتر قدیمیها و جدیدیها، قدیمترها خودشان پیشنهاد میدادند که دو نیمه شوند و علیرغم توانایی صعود، بخشیشان همراه دانشجویان برگردند و آنها را از تجارب خود بینصیب نگذارند؛ اما شاید تازه شدن دیدارها خیلی دلچسبتر از این حرفها بود. با توجه به تعداد زیاد افراد و میل بیشتر به ادامه دادن تا بازگشتن، و توجیه نشدن به قدر کافی، دوستانی باز هم ادامه دادند که خوشبختانه به موقع برگشتند. وعده با اتوبوس، 15:30 بود که ظاهرا بچهها زودتر از موعد هم رسیده بودند و کمی معطلی را تجربه کردند. همچنان ادامه دادیم و «بابک ضیا» و «آقای چاوشی» و چند نفر جلویی، جانانه با برف کلنجار میرفتند و ما در عقبتر، به آسودگی به سر میبردیم. روال بر این است که جلودارها تعویض شوند تا همه در کار تیمی سهیم باشند؛ البته چنین هم شد. امتداد کلی حرکت، خروج از درة شرقی-غربی به سمت جنوب و سوار شدن بر یالی که فکر میکنم در نهایت به حوالی قله چینکلاغ ختم میشد، بود. با اینکه کمی سَرسَری رفتار کرده بودم و شلوار گورتکس نپوشیده و بندهای گترم را هم نبسته بودم، تمایل به برفکوبی در جلو داشتم. بعد از «مرتضی گنجایی» و «صبرآموز»، به «حسنی خوشخو» مجال ندادم و زود به جلو رفتم. عجب حجم برفی بود. هر از گاهی مه منطقه را میپوشاند و مرز فرش و عرش گم میشد؛ بوران هم به تناوب صورتمان را نوازشی –البته از جنس سیلی- میداد. تشویقهای صبرآموز از پشتسر با جملاتی نظیر:«چیزی نمانده... به سنگیها که برسیم کار تمومه...» و حمایت کردن گامهای سست من در برفی که گاه تا کمر می رسید، باعث شد تا یکسره ادامه دهم و دوستان مجال نیابند در لذت برفکوبی سهیم باشند. به هر زحمتی بود، بالاخره تقریبا به نیمه راه گردنه رسیدیم و در یک بلندی مناسب در حالیکه ساعت 12:25 را نشان میداد، در ارتفاع تقریبی 2500متری، سرپرست ختم کار را اعلام کرد. به نظرم خوب آمده بودیم اما اگر میخواستیم ادامه دهیم، به سختی میشد کار برنامه را یکروزه تمام کرد. همه جمع شدیم ... استراحتی و تجدید قوایی، عکس یادگاری با پرچم سهرنگی که خوشبختانه همراهم بود، سرود ای ایران و فیلمبرداری کمکم باعث می شد سرما به جانمان نفوذ کند؛ پس عزم برگشت کردیم و برای من چه خوشایند بود. مسیر برگشت، با کمی اصلاحات تا رسیدن به جاده، همان مسیر رفت بود. اما بارش برف، چهره مسیر را عوض کرده بود و انگار مسیر تازه مینمود. با یکی دو توقف کوتاه، چند دقیقه مانده به 3 عصر، به وعدهگاه ابتدایی رسیدیم. خداحافظی، نقل مجلس بود تا برنامهای دیگر دوباره همدیگر را ببینیم. دوستانی که به نحوی نامشان را میدانستم: خانمها: پناهی، حسنتبار، خوشخو، دخیلی، شمسیخانی؛ آقایان: بابک ضیاء، چاووشی، صبرآموز، حسین سرافراز و عمویش، مرتضی گنجایی، کاوه فتاحی، حسام نوریان، میلاد احمدی، حامد نجفی، مهدی رافعی، محسن عسگری، میثم خوشقدم. از بقیه که نامشان را نمی دانستم، عذر میخواهم.
نگارنده: حمید حسن زاده- 28 بهمن1386.
نوشته شده توسط در دوشنبه 29 بهمن1386 ساعت 20:30 موضوع گزارش برنامه | لینک ثابت
برنامه این هفته انجمن کوهنوردی دانشگاه به شرح زیر می باشد:
قله الوند (ارتفاع : ۳۴۲۸ متر)
محل برنامه : استان همدان
سرپرست برنامه: خانم حسنی خوشخو
زمان: پنج شنبه و جمعه(۳و۲/۱۲/۸۶)
برای ثبت نام و شرکت در برنامه حتمآ در جلسه دوشنبه این هفته انجمن( ۲۹/۱۱/۸۶ کلاس ۲۰۵ دانشکده ریاضی - ساعت ۱۷) حضور داشته باشید.
همچنین تحویل وسایل سه شنبه ساعت ۵ بعد ازظهر می باشد.
اگر نتوانستید به این جلسه بیایید با سرپرست برنامه(خانم خوشخو - ۰۹۱۸۳۵۷۵۴۴۷) تماس بگیرید و هماهنگ کنید.

رشته کوه الوند که در جهت شمال غربی تا جنوب شرقی شهر همدان را احاطه کرده وسعتی در حدود 1300 کیلومتر مربع دارد و از شمال به جنوب به ارتفاع و پهنای قله ها افزوده می شود و بیشتر قله های مرتفع آن بر روی خط الرأس مرکزی به طول تقریبی 70 کیلومتر واقع شده اند که در یک سوی آن در شمال غربی قله آلا باماغ (2997متر) و در منتها الیه جنوب شرقی آن قله کلاه قاضی (3125 متر) دیده میشود.
قله های الوند(3428متر) تا یخچال (3580متر) که بلند ترین قله های این رشته کوه هستند و...
همچنین برنامه هفته گذشته(قله دوشاخ در تاریخ ۲۶/۱۱/۸۶) به سرپرستی میلاد احمدی انجام شد که با استقبال خوب دانشجویان مواجه شد و ۳۳ نفر در این برنامه حضور داشتند.(که البته اکثر آنها ورودی ۸۵ بودند و این نویدی بود بر آینده درخشان گروه کوهنوردی دانشگاه!)
این برنامه مشترک با گروه کوهنوردی فارغ التحصیلان دانشگاه امیرکبیر برگزار شد و حضور پیش کسوت های کوهنوردی بر زیبایی و ارزش این برنامه افزود.
گزارش و عکسهای این برنامه متعاقبآ در وبلاگ گذاشته خواهد شد.
نوشته شده توسط در یکشنبه 28 بهمن1386 ساعت 21:4 موضوع | لینک ثابت
امروز سه شنبه(۲۳/۱۱/۱۹) جلسه هفتگی انجمن کوهنوردی در تالار فرهنگ برگزار شد.
موضوعات جلسه:
۱- لغو برنامه نمایش فیلم و عکس از غار پراو به دلیل نیامدن آقای یوسف سوری نیا (ظاهرآ ایشان به دماوند رفته و در آنجا به مشکل برخورده اند واین دلیل اصلی نیامدن ایشان بود.)
۲- گزارش برنامه قله بند عیش به سرپرستی شاهین مقیمی
همانطور که قبلآ نیز گفته شدِ برنامه آتشکوه به علت کم بودن افراد به بند عیش تغییر یافت و این تعداد ۵ نفره نیز به گروه آقای شاهین مقیمی پیوستند.
۳- توضیح برنامه این هفته جمعه (۲۶/۱۱/۸۶) به سرپرستی فاطمه رحمانی
به دلیل نرسیدن خانم رحمانی به جلسه انجمن میلاد احمدی به نیابت از ایشان برنامه را توضیح دادند.
برنامه : قله دوشاخ- شمال تهران
محل قرار : ساعت ۶:۴۵ صبح در میدان فرحزاد (تقاطع یادگار امام با خیابان فرحزاد)
لباس گرم و وسایل لازم برای صعود زمستانی را حتمآ داشته باشید .
نوشته شده توسط در سه شنبه 23 بهمن1386 ساعت 22:14 موضوع | لینک ثابت
با سلام.
در این پست گزارش برنامه قله بند عیش به سرپرستی شاهین مقیمی (اجرا شده در جمعه ۱۹/۱۱/۸۶) البته با کامل کردن اسامی افراد شرکت کننده آورده شده است.
زبان انتخاب شده (EN) به دلیل دسترسی نداشتن سرپرست به Keyboard فارسی اعلام شده است و در نوع خودش کار بسیار جالب و زیبایی است. با تشکر ویژه از شاهین مقیمی ...
متن را بخوانید:
Plan: Bande Eysh peak
Team Members: Ali Zare' zade- Shekoofeh Nekooyi- Sina Ebrahimi- Arash Nateghi-
- Shahin Mghimi
Team Members ADDED LATER : Hesam Nurian - Sina Sedaghat Nejad - Hamed Mohammadi - Ehsan Asgari - Hamed Najafi
The plan was set to start at 6:30, Friday, Sadeghiyye Sq.. We left there at 7:15 since one of the members arrived late. We were 5. We went to Hesarak village by taxi (400 Tomans for each). As we arrived, Hesam Nouriyan called me saying that their climbing plan was cancelled due to insufficient attendees. We arranged that they join us, so they came to us by Uni. minibus. Being late enough, we decided to start climbing and wait for them to join us as we would be settled for breakfast. The land was covered with snow (10 cm), but the snow was suppressed by previous climbers.
After passing through the village, we took the conventional way and kept moving. About 10:15 we reached a cottage in a berry garden and decided to stop for breakfast. Some fellows hadn¢t brought proper food for breakfast (mostly fruits and biscuits) which made me angry. About 10:50, Najafi team joined us. At 11:05 we left the cottage. Since there, we had to walk through heavy fresh snow which was not passed formerly. We took the right mane to reach the ridge. After 25 minutes, one of the fellows slowed his movement. Soon after I sent him back to the cottage because the team pace had became slow regarding him. Around 12:15, as we were climbing, suddenly we heared someone asking for help. After shouting back to him for couple of times, he just muted. I supposed it may be a trick or something like that, so we continued our way towards the tip. The weather was ideal; sunny, warm and no clouds in the sky. About 12:30 I got to know that with current team pace we cannot make it to the top, so I decided to form a frontier team. After investigations, it was decided that me and Hesam go for the main peak and others took a minor top to climb with Zare zade as leader, all moving up till 13:45 and then come back the same way.
Me and Hesam aparted from the team heading to the top. We chose to move on top of the ridge since the snow was firm there. At first snow was firm and rigid, but as we reached closer and closer to the top, it became more loose and advancing was hard and slow. Finally we reached the top exactly at 13:45 (we did not see any Wolves, as we were told we may do!!!). After a short stop, took the same way down. About 15:45 we reached the cottage and the team was once again united. We reached the village about 18:15, and had to go home by ourselves since Hesam had called off the minibus. I got home about 21.
Written by: ShAhin Moghimi
عکس های این برنامه:




نوشته شده توسط در سه شنبه 23 بهمن1386 ساعت 21:42 موضوع | لینک ثابت
با سلام.
برنامه صعودهای دیروز (جمعه ۱۹/۱۱/۸۶) به صورت زیر اجرا شد:
۱- صعود به قله بند عیش به سرپرستی شاهین مقیمی و با شرکت ۵ نفر
۲- برنامه صعود به قله آتشکوه به سرپرستی حامد نجفی به دلیل کم بودن نفرات و نرسیدن به حد نصاب برگزار نشد و به برنامه بند عیش تغییر یافت و با اضافه شدن این گروه(به تعداد پنج نفر) به گروه قبلی(شاهین مقیمی) تعداد کل افراد ۱۰ نفر شده و سرپرستی کل نیز به عهده شاهین مقیمی بود.
توجه:
جلسه هفتگی انجمن نیز این هفته سه شنبه 86/11/23 در تالار فرهنگ(بین دانشکدۀ پلیمر و شیمی- طبقه دوم) برگزار می شود.
موضوعات این جلسه:
۱- گزارش برنامه قله بند عیش به سرپرستی شاهین مقیمی
۲- توضیح و ثبت نام برنامه ی قله دوشاخ به سرپرستی فاطمه رحمانی فرد
نوشته شده توسط در شنبه 20 بهمن1386 ساعت 19:28 موضوع اخبار | لینک ثابت
این هفته استثناً جلسه عمومی انجمن سه شنبه (16/11/86) برگزار می شود
مکان :دانشکده ریاضی کلاس 205
برنامه های این هفته:
صعود به قله بند عیش به سرپرستی شاهین مقیمی
و
صعود به قله کلون بستک به سرپرستی حامد نجفی
زمان :جمعه 19/11/86
نوشته شده توسط در یکشنبه 14 بهمن1386 ساعت 9:52 موضوع | لینک ثابت
برنامه ي قله ي پرسون به علت استقبال بيشتر از سوي پسران، به برنامه ي پسران تغيير يافت.
سرپرست برنامه : منصوراحمدي.
مكان: استان تهران، منطقه ي لواسانات، روستاي افجه.
پاي صعود: روستاي افجه.
زمان : جمعه دوازدهم بهمن ماه.
وعده ي قرار: ساعت شش و نيم، درب رشت دانشگاه.
نوشته شده توسط در سه شنبه 9 بهمن1386 ساعت 0:31 موضوع اخبار | لینک ثابت
برنامه های تقویم انجمن پس از یک ماه وقفه- امتحانات پایان ترم- از این هفته با برنامه ی "قله ی پرسون" آغاز می شود.
قله ی پرسون
سرپرست برنامه : پریسا امامی
زمان : جمعه دوازدهم بهمن ماه
جهت ثبت نام روز دوشنبه هشتم بهمن ماه در جلسه ی عمومی انجمن حضور یابید.
نوشته شده توسط در یکشنبه 7 بهمن1386 ساعت 17:44 موضوع اخبار | لینک ثابت
درباره وبلاگ

جلسات انجمن هر هفته دوشنبه ساعت 5 عصر در اتاق 504 ساختمان ابوریحان برگزار می گردد.
نشانی : دانشگاه صنعتی امیرکبیر، ساختمان تربیت بدنی.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
وبلاگ اعضای انجمن
وریا دایی چین
محسن انواری
منصور احمدی
حسين سرافراز
احسان حسين نژاد
مبين رستگارآگاه
عليرضا علامي
مینا رحیمی
انجمن های کوهنوردی دانشجویی
دانشکده پلیمر
دانشگاه تهران
دانشگاه خواجه نصیر
دانشگاه صنعتی شریف
دانشگاه علم و صنعت
دانشگاه فردوسی مشهد
دانشگاه صنعتی اصفهان
دانشگاه باهنر کرمان
دانشکده فنی تهران
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY