پس از 3 هفته پیگیری، تقویم سه ماهه بهار سال 1385 انجمن در قالب 22 برنامه تصویب و سرپرست های برنامه ها نیز مشخص شدند. تقویم سه ماهه تابستان نیز به تصویب رسیده و سرپرست های برنامه ها، خرداد ماه سال آینده تعیین می شوند. هیئت رئیسه انجمن مراتب تقدیر و تشکر خود را از تمامی دوستانی که در این امر یاری رساندند به خصوص مهدی رافعی، محمد مینایی، بابک ضیا، بابک الهویی، ميثم افشاری، منصور احمدی، فرامرز نصيری، لیلا عزیزی، وریا دایی چین و مریم ملکی اعلام می دارد.
به امید اجرای موفق تمامی برنامه ها
محسن انواری
سرپرست انجمن
برای دیدن تقویم اینجا را کلیک کنید
نوشته شده توسط در دوشنبه 22 اسفند1384 ساعت 18:35 موضوع | لینک ثابت
۱- دو نفر از اعضای انجمن در قالب برنامه شخصی طی روز های چهارشنبه و پنجشنبه 17 و 18/12 قله برج به ارتفاع 4250 را با موفقیت صعود کردند.
۲- سه نفر دیگر از اعضای انجمن خط الراس دارآباد – لزون را روز جمعه 19/12 در قالب برنامه شخصی با موفقیت پيمودند.
۳- جلسه هفتگی انجمن روز یکشنبه 21/12 ساعت 17 در اتاق 204 دانشکده فيزيک با حضور 19 نفر تشکیل شد:
- گزارش مسابقات سنگنوردی قهرمانی دانشجویان کشور – محمد مینایی
- گزارش صعود به قله برج – شاهین مقیمی
- گزارش پيمایش خط الراس داراباد – محسن انواری
- گزارش تمرین یخنوردی – منصور احمدی
- تصویب سرپرست های برنامه های سه ماهه بهار سال 1385
- پیش ثبت نام کلاس های آموزش کوهپیمایی و برف و یخ و اردوی اخلمد
۴- یک خبر از تغییرات هیئت رئیسه:
- معرفی محمد مینایی به عنوان مسئول فنی انجمن - با تشکر صمیمانه از زحمات منصور احمدی
نوشته شده توسط در دوشنبه 22 اسفند1384 ساعت 18:25 موضوع | لینک ثابت
انجمن کوهنوردی، کسب مقام سومی را در مسابقات قهرمانی سنگنوردی دانشجویان پسر توسط تیم دانشگاه صنعتی امیر کبیر (متشکل از آقایان محمد مینایی زعیم، مهدی رافعی، امیر قراچورلو، وریا دایی چین و ابوالفضل براتی)، به این دوستان و تمامی علاقه مندان این رشته تبریک می گوید.

(اعضای حاضر در عکس به ترتیب از راست به چپ: مهدی رافعی- ابوالفضل براتی- محمد مینایی- وریا دایی چین- امیر قراچورلو)
نوشته شده توسط در یکشنبه 21 اسفند1384 ساعت 14:55 موضوع | لینک ثابت

تیم آماده نرمش برای آغاز صعود

حرکت تیم در هوایی گرم و آفتابی

استراحت و خوردن صبحانه

فیلمبردار شبکه 2 سیما در حال فیلمبرداری از تیم انجمن

سرپرست تیم

منظره ای زیبا در نزدیکی تهران ولی به دور از آلودگیهای آن

حرکت در میان برف (هوا همچنان گرم است!)

استراحت تیم پیش از عزیمت به قله

برف بازی بعضی از اعضای تیم

عکاس برنامه (با تشکر از ایشان!)

اعضای تیم بر روی قله 2766 متری بندعیش

بازگشت از قله

غروب خورشید (زیبا یا غم انگیز؟)

فرارسیدن شب و شروع آرامش!
نوشته شده توسط در چهارشنبه 17 اسفند1384 ساعت 11:33 موضوع | لینک ثابت
1- برنامه صعود به قله بند عیش با حضور 24 نفر از اعضای انجمن کوهنوردی دانشگاه امیرکبیر به سرپرستی آقای حسام نوریان در روز جمعه 12/12/84 برگزار گردید.
2- جلسه عمومی انجمن در روز یکشنبه 14/12/84 با حضور 22 نفر از اعضا تشکیل شد:
- گزارش برنامه بند عیش توسط آقای نوریان
- تصویب برنامه های شش ماهه اول سال 85 توسط هیات رئیسه جدید
نوشته شده توسط در دوشنبه 15 اسفند1384 ساعت 10:16 موضوع | لینک ثابت
دوستان و همنوردان عزیز
انجمن کوهنوردی دانشگاه امیرکبیر در نظر دارد نشریهای مرتبط با فعالیتهای کوهنوردی به صورت گاهنامه منتشر کند. از تمامی دوستانی که تمایل به همکاری در این زمینه را دارند، دعوت میشود روز یکشنبه 14/12/84 ساعت 1۶:۳۰ در کلاس 204 دانشکده فیزیک حضور بهم رسانند.
نوشته شده توسط در پنجشنبه 11 اسفند1384 ساعت 14:19 موضوع | لینک ثابت

داخل مینی بوس حرکت به سمت شمشک (سرپرست انجمن در کنار علینژاد)

اعضای تیم انجمن کوهنوردی بر روی یال لجنی به سمت پناهگاه (لجنی)

رسیدن به پناهگاه و استراحت در زیر تابش گرم و دلپذیر خورشید

غروب زیبای آفتاب و فرارسیدن شب

تلاش بچه ها برای جمع آوری برف و تامین آب مورد نیاز

حرکت تیم به سمت قله صبح روز بعد (پناهگاه در پایین یال)

تیم در حال رسیدن به قله سرکچال1

تیم مسرور و خوشحال از فتح قله

بازیگوشی بعضی از اعضای تیم!

ادامه بازیگوشی؟!!!

بازگشت از قله و استراحت در پناهگاه (دوستی شدید اعضا)!

بازگشت به سوی تهران (داخل مینی بوس)

بدون شرح!!!
نوشته شده توسط در پنجشنبه 11 اسفند1384 ساعت 13:46 موضوع | لینک ثابت
دوستان و همنوردان عزیز
احکام کارآموزی افرادی که نام آنها در زیر آمده، آماده شده است. از این دوستان درخواست میشود روز یکشنبه 14/12/84 ساعت 17 به کلاس 204 دانشکده فیزیک مراجعه نمایند.
|
نام و نام خانوادگی |
کارآموزی |
|
بابک ابراهیمی |
سنگنوردی |
|
بهرنگ اصغریان |
سنگنوردی |
|
رسول انجمنی |
سنگنوردی |
|
ابوالفضل براتی |
سنگنوردی |
|
مجید دلدار |
سنگنوردی |
|
یاسر قاضی زاده |
سنگنوردی |
|
رضا لطفیان |
سنگنوردی |
|
علیرضا موسوی |
سنگنوردی |
|
مبین رستگار |
غارنوردی |
|
علی شیروانی |
غارنوردی |
|
علی طالبی |
غارنوردی |
نوشته شده توسط در سه شنبه 9 اسفند1384 ساعت 11:30 موضوع | لینک ثابت
تهران - شمال
11- 4/5/78
گزارش نويس : عمار روحاني
نمايندگان
|
بابك ضيا (سرپرست) |
حميد مختاري |
|
عليرضا قدرتي |
جواد حسني |
|
حميد نيكيان |
علي طالبي |
|
محمد پيشنماز |
شهرام جزايري |
|
عبدالحميد آذري |
بابك الهويي |
|
عليرضا موسوي |
عمار روحاني |
|
كاظم مهين روستا |
|
پنجشنبه هشت مرداد 78
صبح به سمت اوز كلا و سپس اوز حركت كرديم . وقتي به اوز رسيديم خبردار شديم يك حاجي از مكه برگشته و بخت برگشته داره تو مسجد وليمه مي ده!
حتما حدس مي زنيد همنوردان چه كردند! ناهار را در مسجد اوز خورديم و صد البته رعايت تعارفات را مي كرديم !!
متولي مسجد مدام مرغ و پلو مي آورد و هر بار الهويي بود كه مي گفت :
" ممنون ، زحمت نكشيد ، زياد گُشنه نيستيم!!! و بدبخت همين كه برمي گشت ، ته ظرف ها را هم ليس زده مي ديد . عجب چسبيد ! يادش بخير ! به ته ديگ ها هم رحم نكرديم ."
براي بيان اوج احساسات دِه ، جمله اي كه برگشتني خودم از زبان يك زن روستايي شنيدم را نقل مي كنم كه به پسرش مي گفت :
" اينها همان كوهنوردها هستن ها !!!نميدونم از كجا خبردار شدن مسجد ناهار ميدن كه مستقيم همونجا رفتن . "
در ده شايع بود كه گروهي تحت عنوان كوهنورد سابق آمده اند و زيرخاكي ربوده اند ، اين بود كه برخيشان چندان ديد خوبي نسبت به ما نداشتند . در اوز حمام كرديم و چقدر چسبيد . كنار علفزاري چادر بپا كرديم . شام خورديم و خوابيديم.
جمعه نه مرداد 78
صبح آخرين گردنه مسير را گذرانديم و به سمت روستاي انگاس يا به قول يكي از بچه ها داگلاس حركت كرديم. ناهار را در مسجد روستا خورديم. بچه هاي اين ده با سيم و پارچه رورُئَك هايي ساخته بودند كه بسيار جالب بود . پس از ادامه مسير كه ديگر از مسيرهاي مالرو و جاده هاي خاكي روستاها بود شب را در ده كجور در مسجدي بسر برديم . اين روزها هوا صاف بود.
شنبه ده مرداد 78
به سمت جنگل حركت كرديم . در مسير از بركه هاي كوچك آب برمي داشتيم و مواظب بوديم قورباغه وارد قمقمه ها نشود! در شرجي جنگل زماني كه آب قمقمه ها تمام شده بود ناگهان به آبشار شيوار دره كه از آبشارهاي پلكاني طبيعي تشكيل شده بود رسيديم. با ديدن آبشار زلالي كه كف آن از بس شفافيت ديده مي شد ، همه براي آب تني توش پريديم و در چشم به هم زدني گل آلودش كرديم!
آمديم بيرون از آب تا مشغول چيدن بساط ناهار شويم . از قضا يكي از دوستان بي اطلاع سايرين سراغ خرگوش رفته بود . كنار آبشار و زير ديواره اي هفت هشت متري هر كسي كاري مي كرد كه يكهو صداي بلند سنگ سنگ شنيديم . صخره سنگي بزرگ در حال سقوط بود . من فقط فرصت يافتم سريع خودم را كناري بكشم. پيشنماز كفش پوشيده نپوشيده مشغول پوست كندن خياري بود كه با اين فرياد چنان از جا جهش كرد كه كفش هايش جا ماند . صخره سنگ درست روي كفش ها فرود آمد و روي و كف كفش را سوراخانيد. عجب لحظاتي بود ! مدتي مات و مبهوت مانده بوديم و بعد مي خنديديم! خاطره خرگوش آذري و كفش نمازي هيچگاه از ذهنمان نخواهد رفت.
ناهار را خورديم و ادامه مسير داديم و شب به روستاي ملاكلا پشت جنگل هاي سي سنگان رسيديم و بدون توقف تا ساحل دريا با پاهاي تاولي كوبانديم . قسمتي از مسير را عقب دار جا مانده بود كه بخاطر پايش بود . قدرتي هر چه اصرار كرد كفش هاي او را بپوشد، نپوشيد. مسير از روي بستر رودخانه و سبزه هاي گلين و درختان جنگلي مي گذشت كه بسيار عرقمان را درآورده بود، اينجا چفيه زياد بدرد مي خورد.
ساعت 11 شب 10/5 /78 به ساحل رسيديم و چون ناي برپا كردن چادر نداشتيم روي شن هاي ساحل تا صبح با پشه ها كلنجار رفتيم و بالاخره يكي از زيباترين برنامه هاي گروه كوهنوردي دانشگاه اميركبير به پايان رسيد.
نوشته شده توسط در سه شنبه 9 اسفند1384 ساعت 0:44 موضوع | لینک ثابت
با سلام، از دوستانی که تمایل به ارسال مطالب جالب و مرتبط با کوهنوردی دارند، دعوت میشود مطالب خود را به آدرس bazres_autclimbing@yahoo.com بفرستند تا در صورت مناسب بودن، مطالب در وبلاگ انجمن قرار گیرند. با سپاس فراوان مرتضی گنجایی
نوشته شده توسط در دوشنبه 8 اسفند1384 ساعت 13:22 موضوع | لینک ثابت
1- برنامه صعود به قله سرکچال در روزهای پنجشنبه و جمعه 4و5/12/84 با حضور 14 نفر به سرپرستی رضا لطفيان با موفقیت اجرا شد.
2- جلسه هفتگی انجمن روز یکشنبه 7/12/84 ساعت 17 با حضور 20 نفر در اتاق 204 دانشکده فيزيک برگزار شد:
- گزارش برنامه سرکچال – حسین سرافراز
- توضیحات و ثبت نام برنامه بند عیش – حسام نوریان
نوشته شده توسط در دوشنبه 8 اسفند1384 ساعت 11:25 موضوع | لینک ثابت
تهران - شمال
11- 4/5/78
گزارش نويس : عمار روحاني
نمايندگان
|
بابك ضيا (سرپرست) |
حميد مختاري |
|
عليرضا قدرتي |
جواد حسني |
|
حميد نيكيان |
علي طالبي |
|
محمد پيشنماز |
شهرام جزايري |
|
عبدالحميد آذري |
بابك الهويي |
|
عليرضا موسوي |
عمار روحاني |
|
كاظم مهين روستا |
|
سه شنبه شش مرداد 78
با نيروي مضاعف به سمت قلعه دختر حركت كرديم.چه نقشه ها كه بچه ها براي ... هزارساله نكشيدند !
حركت به سمت قله سي چال ادامه يافت. پوشش كوهپايه ها جالب بود و گون هاي سرسبزي در تمام مسير مي ديديم. ساعت 16 به قله رسيديم . روي قله تاسيسات فلزي بود و ساختماني نوساز ولي مخروبه در كنارش. ناهاري مكانيزه خورديم و شايد بهترين لحظات خود را گذرانديم و نمي دانستيم!
پس از آن به سمت گردنه ديزين و ولايت رود حركت كرديم. سراشيبي به صورت شن اسكي و خاك اسكي بود . كنار ولايت رود عشاير چادر زده بودند كه مورد استقبال دوستانه سگ هاي وحشي قرار گرفتيم ! و البته مساله با مذاكرات دوستانه حل شد! سيب زميني ها را در رودخانه اي سردتر از يخ شستيم و احتمالا ساعت 10:30 كنار چادر خوابيديم.
چهار شنبه هفت مرداد 78
صبح پس از عبور از يك گردنه به گردنه ديگري رسيديم و سپس به اوز رسيديم. سينه كش كوه ها بود و صداي دلكش روستا كه قدرتي و طالبي و الهويي كوكش مي كردند و به جمع تشديدش مي دادند و انصافا خستگي از تن برون مي كرد و هم اينكه لحظاتي از افكار دروني نجاتت مي داد . گاهي همه مي خواندند و گاهي تكنوازي ،... گاهي دلنوازي و وقتي اطوار نمازي كه جمع را از خنده واژگون مي كرد !!!
گاهي مسير بسيار طولاني مي شد و صرف ناهار به عصر مي كشيد كه اين بحث هايي را بين برخي بچه ها از جمله موسوي ، قدرتي ، مهين روستا و طالبي در مورد نحوه سرپرستي در پي داشت. وقتي از سرپرست در مورد محل بعدي و زمان اطراق مي پرسيديم معمولا جوابي در كار نبود و اين تاحدي بچه ها را كلافه مي كرد و بحث بالا مي گرفت و سرپرست مي گفت : " اگر انتقادي هست بعد از برنامه " ضيا عادت داشت مدام ساعت مي پرسيد و اين وسواس بخصوص وقتي استراحت ها دقيقه اي بود كلافه مان مي كرد . كمتر در اين برنامه خودم را جاي وي تصور مي كردم كه اگر سرپرست بودم در اين برنامه چند روزه و كم سابقه چه مي كردم و چگونه اعضا را انتخاب مي كردم و مشكل باقي نيز كم و بيش همين بود . ميان بچه ها حسني و مختاري و نيكيان كمتر از كليت برنامه بحث مي كردند و بخصوص جزايري براحتي چراي مسيرهايي كه بعضا اشتباه مي رفتيم و برمي گشتيم را براحتي توجيه و تفسير مي كرد . ديگر اينكه اينجا ياد مي گرفتيم كه " زمان " پرسيدن از محلي ها در برنامه ها غلط محض است و چه يك ساعت دو ساعت هايي كه به چهار ساعت پنج ساعت نيانجاميد!!!
پايين گردنه دوم و نرسيده به اوز به يك گوسفندسرا رسيديم . به جرات بگويم كه هيچ گوسفندي با ديدن اين گوسفندسرا آنقدر خوشحال نشده بود كه ما شديم! گردنه اي مجاور قله آزادكوه را گذرانديم و به سمت رودخانه اي حركت مي كرديم . ته مايه اي از آب قمقمه ها باقي بود و خسته شده بوديم . تقريبا ديگر صدايي از كسي در نمي آمد و به احتمال زياد غالب ارواح جاي ديگري سير مي كردند . گرگ و ميش شده بود و بين گروه چند دستگي ايجاد . چادر دارها جلوتر رفتند تا زودتر بپا كنند . عقبي ها با نور چراغ جلويي ها و تك صداهايي در دامنه هدايت مي شدند . گوسفندسرا كنار رودخانه اي بود و دورتادورمان را كوهپايه احاطه كرده بود بطوريكه تا ماه درنيامد ، نمي توانستيم جهتي را تشخيص دهيم . خوابيديم.
نوشته شده توسط در جمعه 5 اسفند1384 ساعت 23:51 موضوع | لینک ثابت

به آنان كه پس از ما مي آيند
شمايان كه از امواج سربدر خواهيد كرد
از امواجي كه ما را در كام فرو بردند
به هنگامي كه از ناتوانيها و عيب هاي ما سخن مي رانيد
به ياد آريد
دوران ما را
كه نيروها ناتوان بودند
و منزلگاه مقصود در دوردست
از من كار بسياري ساخته نبود
اما بي من صاحب قدرتان بر مسند آرميده تر مي بودند
اما شمايان ! به هنگامي كه همه به منزلگاه رسيديد
با گذشت از ما ياد كنيد.